302
kosar
پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵، 15:6
درحال بارگذاری..
چقدر شب عجیبی بود دیشب😂تا 4صبح حرف میزدیم که یهو موشکه رد شد، آنقدر تند و خوشگل میرفت که اصلا وااااو:))) بعد هواپیما پشت هواپیما کلا یه دراما کوئین واقعی بود! یکمم درمورد اسرار شبانه حرف زدیم هردو ترسیده بودیم خیلی باحال بود
+از اینکه همه چی یه جا تموم میشه واقعا متنفرم! الان گربه ام نه مرغ داره نه غذای خشک و نه حتی تخم مرغ و شیر! محشره!
+امتحان ژنتیک از رگ گردن برام نزدیک تره! انقدری که ازش میترسم از هیچی نمیترسم، بهم گفت که قراره کمکم کنه ولی باید خودمم خوب بخونم! خدا کنه قبول شم اینو!
+اینم باید بگم که جنوبیای عزیز ور و عزیز دل ما هستن و ما همیشه پشت این مردم زیبا و خوش دل هستیم 🖤به امید حال خوش! زندگی بدون گسستگی آنی! نریختن خرابی ها بر روی ارزوهای جوونامون!.