bngbng

bngbng

بایگانی ام را ترجیح داده ام همیشه

kosar
سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۰، 15:52
درحال بارگذاری..

از دستش عصبی بودم و منتظر بودم اون چیزی که بهش توضیح دادمو و گوش نداده بودو برام توضیح بده ولی نتونه و ضایع بشه و من بتونم حرصمو سرش خالی کنم،اروم به من،اوم نه در واقع به لبم زل زده بود که بهش تقلب بدم که از دستش عصبی نشم و من نتونستم نخندم و یه ته خنده ای با اخم کردم و گفتم باش چون تویی.