bngbng

bngbng

بایگانی ام را ترجیح داده ام همیشه

289

kosar
شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵، 23:9
درحال بارگذاری..

بابام ماسک صورت گذاشته و یه گیره پاپیونی ابی هم زده، بهش گفتم بزار ازت عکس بگیرم نذاشت:)))

+وای که چقدر خستم! تمام تنم درد میکنه از صبح دارم مهمون هندل میکنم واقعا مسخرشو در اوردن!

+شدید یه مدت زده به سرم دماغم عمل کنم پولشو جور کنم سریع میرم انجامش میدم!

+امروز خیلی وایب قدیم میداد حس میکردم تو گذشته در عربستان زندگی میکنم کلا یه پرده نارنجی جلو چشام بود، اینقدرم همه چی بی ذوق و بی رنگ بود که دیدم فقط من اینطور نیستم!

+بچه11ساله دوست پسر داره و مادرش الان فهمیده و دنبال چاره اس! واقعا منم ذهنیتی ندارم نسبت به این موضوع! باید محدودش کنه و سختگیر تر شه! باید بترسونه و گوشی و همه چیشو ازش بگیره! یا باید بزاره همینطوری اوضاعش خراب تر شه!(سرگذشت بچه عادی نیست! بچه طلاقه و پدرش تو زندانه!)

+حس میکنم سبک ارایشی که میکنم بهم نمیاد عوضش میکنم خوشم میاد فردا همون سبک دوباره بهم نمیاد:/