kosar
دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱، 12:47
درحال بارگذاری..
برگشتنی چند تا مرد داشت دعوا میکرد یه چند تا دیگه ریختن که بگیرن بزننشون که یهو یکی موتورو از زمین برداشت و حرکت کرد به سرعت سمت من،خودمو انداختم تو یه مغازه داشتم میمیردم خلاصه،